امروز صحنه خيلي بدي ديدم كه واقعا روي اعصابم اثر گذاشت، پايين ميدان فردوسي دو تا افسر نيروي انتظامي با يك جوان 18 ـ 19 ساله درگير شده بودند و سعي داشتند موتورش را بگيرند جوان در حالي كه اشك مي ريخت و دسته موتور را محكم گرفته بود فرياد مي زد:« نمي گذارم ببريد» كه يكي از افسرها پسر را از پشت گرفت و ديگري موتور را از دستش قاپيد و به زمين انداخت و باران مشت و لگد بود كه به سر پسرك مي ريخت و پسر با بغض فرياد مي زد:« قرش كرديد،به زمين نكوبيدش» متاسفانه من و ديگر رهگذران پشت چراغ قرمز منفعلانه به اين صحنه نگاه مي كرديم وقتي چراغ سبز شد و ماشينها حركت كردند چندين افسر ديگر را ديدم كه به طرف محل حادثه مي دويدند كه كاش به كمك پسرك مي رفتند اما با ظن قريب به يقين در مشت مال پسرك و خراب كردن موتورش سهيم خواهند شد .
واقعا آن پسر چه جرمي مرتكب شده بود كه استحقاق چنين مجازاتي داشته جز اينكه احتمالا در برابر فرمان پليس مبني بر ضبط تنها دارايي اش تمرد كرده و چرا مامورين به موتورش صدمه زدند كه بيشتر دل جوان را بدرد آورده بود تا كتكي كه مي خورد براستي اگر موتور و موتور سواران براي ترافيك و امنيت شهري مشكل ايجاد مي كنند چاره اش گرفتن موتور سوار و ضبط موتور اوست! راه حل هاي ديگري نيز وجود دارد مثلا مي توان با توجه به ظرفيت شهر اجازه توليد موتورنداد و جلوي ساخت آن را گرفت نه اينكه به مشتري و استفاده كننده حمله كنيم واقعا آنچه به اين جوان رفت حق واقعي شهروندان و ماليات دهندگان نيست.
if (location.href.indexOf("archive") != -1) {
document.write("
current")
}