چقدر ساده گم شدي شبي كه باد مي وزيد
و ردپايي از تو را هنوز هم كسي نديد
دلم به من سپرده بود تو يك غروب مي رسي
بيا كه فصل غربت من و پرنده ها رسيد
بيا هنوز مي توان بروي ساحلي نشست
و روي ماسه هاي خيس دل شكسته اي كشيد
ولي هنوز قاصدك تو را خبر نكرده است
چقدر ساده گم شدي شبي كه باد مي وزيد
if (location.href.indexOf("archive") != -1) {
document.write("
current")
}