به يك پسر كوچولو با چشمان گرد و دهان گشاد فكر مي كنم اليته براي كامل شده تصوير مي توانيد يك دماغ كوغته كوچولو و كمي موهاي فرفري را هم به اين مجموعه اضافه كنيد و البته يك سري كامل از مژه هاي بلند و قشنگ كه وقتي مي خندد كليه 16 دندان ريز و سياهش را كه با قطره آهن سياه شده مي شود ديد
من عاشق اين پسرم حتي وقتي خيلي خسته ام و دلم مي خواد بخوابم ولي او خودش را كثيف كرده و بايد تميزش كنم
من عاشق اين پسرم حتي وقتي در هيجان انگيز ترين بخش يك فيلم فوق العاده او تلويزيون را خاموش مي كند
من عاشق اين پسرم حتي وقتي كتاب هري پاتر به جادويي ترين قسمت اش رسده و او كتاب را از من مي گيره و روي آن مي نشيند و به من نگاه مي كند
من عاشق اين پسرم حتي وقتي درست وسط عشق بازي بيدار مي شود و شير مي خواهد و بعد از شير خوردن هوس بازي به سرش مي زند
من عاشق اين پسرم حتي وقتيوسط بازي كامپوتري دارم امتياز 305 را رد مي كنم كه بهترين ركورد اين بازي است و او كامپيوتر را reset مي كند
تا به حال به يك چرخه حيات دقت كرديد يك دايره كه گياه را به حيوان ، حيوان را به انسان و انسان را به خاك و در نهايت خاك را به گياه وصل مي كند و اين دايره مي چرخد و مي چرخد. وقتي به اين دايره وحشتناك نگاه مي كنم احساس بدي دارم
- گاهي فكر مي كنم يك جايي بين آسمان و زمين سرگردانم وقتي راه مي روم به فكر آن باكتري هاي ريزي هستم كه به بالا نگاه مي كنند و منتظر هستند كه نوبت آنها برسد و احتمالا با نگاه به من آب دهنشان را قورت مي دهند و به ياد خودم در حال خوردن كباب بره مي افتم
- من يا شكارم يا شكارچي حد وسطي وجود ندارد
- مي ترسم و وحشت مي كنم
- اين انساني نيست ، اصلا چه چيزي انساني است ، اصلا انسان چيست
- چرا اين چرخه بايد وجود داشته باشد هيچي خودش نيست هرچيزي هست براي اين است كه اين چرخه لعنتي را كامل كند
- گور باباي اين چرخه
if (location.href.indexOf("archive") != -1) {
document.write("
current")
}