شهرزاد
 

 
قصه شهرزادي كه قصه گويي نمي داند
 
 
   
 
02 December 2003
 
تا به حال به يك چرخه حيات دقت كرديد يك دايره كه گياه را به حيوان ، حيوان را به انسان و انسان را به خاك و در نهايت خاك را به گياه وصل مي كند و اين دايره مي چرخد و مي چرخد. وقتي به اين دايره وحشتناك نگاه مي كنم احساس بدي دارم
- گاهي فكر مي كنم يك جايي بين آسمان و زمين سرگردانم وقتي راه مي روم به فكر آن باكتري هاي ريزي هستم كه به بالا نگاه مي كنند و منتظر هستند كه نوبت آنها برسد و احتمالا با نگاه به من آب دهنشان را قورت مي دهند و به ياد خودم در حال خوردن كباب بره مي افتم
- من يا شكارم يا شكارچي حد وسطي وجود ندارد
- مي ترسم و وحشت مي كنم
- اين انساني نيست ، اصلا چه چيزي انساني است ، اصلا انسان چيست
- چرا اين چرخه بايد وجود داشته باشد هيچي خودش نيست هرچيزي هست براي اين است كه اين چرخه لعنتي را كامل كند
- گور باباي اين چرخه

if (location.href.indexOf("archive") != -1) { document.write("current") }

 

 
 
Archives:

 
  This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.  

Home